پاسخ به شبهات/معنای مولا:دوستی یا سرپرستی؟! (۲۷)





چهارشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۷ - ۱۳:۰۴

مولا (۲۷)
غدیر هراسی در مکتب سقیفه(۷)

احتجاجات امیرالمومنین به حق جانشینی و خلافت و مقام ولایت امری خود
و استدلال به حدیث #غدیر در مواقف گوناگون

۱_استدلال در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم:

عن إبن عباس : أن علیاً کان یقول فی حیاه رسول الله (ص)… والله إنی لأخوه وولیه وإبن عمه ووارثه ، فمن أحق به منی .

ابن عباس گفت: حضرت علی علیه السلام دائما در زمان حیات حضرت رسول (ص) میفرمود من برادر پیامبر (ص) و ولیّ او و پسر عموی او و وارث او هستم ،پس چه کسی به او از

من احق تر است؟!

((هیثمی پس از نقل این روایت ، میگوید:
رواه الطبرانی و رجاله رجال الصحیح‏))

📗مجمع الزوائد – کتاب المناقب – باب مناقب علی (ع) – باب فی قتاله و من یقاتله – ج ۹ ص ۱۳۴ ح ۱۴۷۶۵

http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?bk_no=87&ID=2934&idfrom=14891&idto=14894&bookid=87&startno=2

📗الاحادیث المختاره (احادیث صحیح و حسن) – آخرُ – عبدالله بن عباس عن علی علیه السلام – ح ۵۷۱

http://library.islamweb.net/hadith/display_hbook.php?indexstartno=0&hflag=1&pid=634433&bk_no=1711&startno=5

۲_استدلال پس از سقیفه :

امیرالمومنین علی علیه السلام به جناب سلمان فرمودند:

أَخْبَرَنِی رَسُولُ اللَّهِ ص أَنَّ إِبْلِیسَ ورُؤَسَاءَ أَصْحَابِهِ شَهِدُوا نَصْبَ‏ رَسُولِ‏ اللَّهِ ص إِیَّایَ لِلنَّاسِ بِغَدِیرِ خُمٍّ بِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وجَلَّ فَأَخْبَرَهُمْ أَنِّی أَوْلَى بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وأَمَرَهُمْ أَنْ یُبَلِّغَ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله به من خبر داد که شیطان و سران اصحابش نگران بودند که پیامبر اکرم در روز غدیر خم مرا به امر خداوند عزّ و جلّ، (به امامت و خلافت) بر مردم نصب کرد و به آنها خبر داد که من نسبت به آنها از خود آنها سزاوارترم و به آنها فرمود تا حاضران به غائبان برسانند.

📗الکافی للکلینی – ج ‏۸، ص۳۴۳-۳۴۴ با سند صحیح

http://shiaonlinelibrary.com/الکتب/۱۱۲۹_الکافی-الشیخ-الکلینی-ج-٨/الصفحه_۳۶۷#top

۳_ استدلال در زمان خلافت عثمان:

عن سلیم بن قیس الهلالی قال : رأیت علیّاً علیه السلام فی مسجد رسول الله صلّى الله علیه وسلّم فی خلافه عثمان ( رض ) وجماعه یتحدّثون ویتذاکرون العلم والفقه …. وفی الحلقه أکثر من مئتی رجل فیهم علی بن أبی طالب علیه السلام…. فأکثر القوم وذلک من بکره إلى حین الزوال ، وعثمان فی داره لا یعلم بشیء ممّا هم فیه ، وعلی بی أبی طالب ساکت لا ینطق [ هو ] ولا أحد من أهل بیته .

فأقبل القوم علیه فقالوا : یا أبا الحسن ما یمنعک أن تتکلّم ؟ فقال : ما من الحیّین إلاّ وقد ذکر فضلاً وقال حقّاً ثم أمر فنودی بالصلاه جامعه ثم خطب فقال : أیّها الناس أتعلمون أنّ الله عزّ وجلّ مولای وأنا مولى المؤمنین وأنا أولى بهم من أنفسهم ؟ قالوا : بلى یا رسول الله
قال : قم یا علی فقمت
فقال : مَن کنت مولاه فعلیّ هذا مولاه اللّهمّ والِ مَن والاه وعادِ مَن عاداه
فقام سلمان فقال : یا رسول الله ولاء کماذا ؟ فقال : ولاء کولایتی مَن کنت أولى به من نفسه فعلیّ أولى به من نفسه . فأنزل الله تعالى ذکره: (الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلامَ دِینًا) فکبّر النبی صلّى الله علیه وسلّم ، قال : الله أکبر تمام نبوّتی وتمام دین الله ولایه علی بعدی

《۱》
ترجمه: سلیم بن هلالی نقل میکند که دیدم علی علیه السلام در زمان خلافت عثمان ، در مسجد رسول الله صلی الله علیه و آله نشسته و گروهی نیز حدیث میگویند و مطالب علمی و فقهی بیان میکنند….. در آن گروه ، بیش از ۱۰۰ نفر بود که علی بن ابیطالب یکی از آنها بود ….. پس آن گروه مردم (صحبت کردن در مورد احادیث و فضائل ) را آنقدر طول دادند که از صبح تا غروب طول کشید و در این مدت نیز عثمان در خانه اش بود و از حرفهایی که گفته میشد اصلا با خبر نبود . و همچنین علی و هیچیک از اهل بیت او (علیهم السلام) سخنی نمی گفتند. پس آن گروه رو به علی علیه السلام کردند و گفتند : ای اباالحسن ! چرا سخن نمی گویی؟ فرمود : هیچکس اینجا نیست الا اینکه فضلی از خودش را بیان کرد . گفتند : آری

سپس علی علیه السلام فرمود: پس در روز غدیر ، پیامبر امر به نماز جامعه کرد و سپس خطبه خواند و گفت: ای مردم ! آیا میدانید خداوند متعال مولای من و من مولای مومنین و اولی به نفس ایشان از خودشان هستم ؟ مردم گفتند : آری ای رسول الله پس پیامبر فرمود : ای علی برخیزمن نیز برخاستم پیامبر فرمود : هر کس من مولای او هستم پس این (علی ) هم مولای اوست . خدایا دوست بدار دوستانش و دشمن بدار دشمنانش
پس سلمان برخاست و گفت : ای رسول الله ! این چه نوع ولایتی است ؟
پیامبر فرمود : ولایتی همچون ولایت من . پس هر کس که من اولی به او از نفسش هستم ، علی (علیه السلام) نیز اولی به او از نفسش میباشد.
خداوند متعال نیز این آیه ( آیه اکمال) را نازل کرد : الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلامَ دِینًا پیامبر نیز تکبیر گفتند و فرمودند : الله اکبر از تمام نبوت من و تمام دین الله و ولایت علی (ع) بعد از من..

📗فرائد السمطین فی فضائل المرتضى والبتول والسبطین والأئمّه من ذرّیّتهم، ج ۱ ص ۳۱۵،

http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/10390

۴_استدلال در شورای شش نفره:

أما حدیث الغدیر فهو أنه علیه السلام قد جمع الناس یوم غدیر خم موضع بین مکه والمدینه بالحجفه وذلک بعد رجوعه عن حجه الوداع وکان یوما صائفا حتى أن الرجل لیضع رداءه تحت قدمیه من شده الحر وجمع الرجال وصعد علیه السلام علیها وقال مخاطبا معاشر المسلمین ألست أولى بکم من أنفسکم قالوا اللهم بلى قال فمن کنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله وهذا حدیث متفق على صحته أورده علی رضی الله عنه یوم الشورى عندما حاول ذکر فضائله و لم ینکره احد.

اما حدیث غدیر، همانا رسول خدا«صلی الله علیه وآله»مردم را در روز غدیر خم در مکانی بین مکه و مدینه در جحفه جمع نمود، واین امر بعد از بازگشت از حجهالوداع بود، وآن روز، روزی بسیار گرم بود به گونه ای که از شدت گرما مردم ردای خود را به زیر پای خود افکنده بودند و مردم را جمع نموده و پیامبر بالا رفته و مردم را مخاطب قرار دادند : ای گروه مسلمین ! آیا من به شما از نفس شما اولی و سزاوار نیستم ؟ مردم گفتند: بله. پیامبر فرمودند : پس هر کس من مولای اویم پس ، پس علی مولای او می باشد . خداوندا دوست بدار موالی او را و دشمن بدار دشمن او را . یاری کن هر کس او را یاری کند و مخذول کن هر کس او را مخذول نماید.

این حدیث اجماع بر صحت آن می باشد و علی علیه السلام آن را در روز شوری ، در حین بیان فضائلش بیان نمود و هیچکس آن را رد نکرده است.

📗شرح المقاصد فی علم الکلام ، ج ۲ ص ۲۸۹ – ۲۹۰ ،اسم المؤلف: سعد الدین مسعود بن عمر بن عبد الله التفتازانی الوفاه: ۷۹۱هـ ، دار النشر : دار المعارف النعمانیه – باکستان – ۱۴۰۱هـ – ۱۹۸۱م ، الطبعه : الأولى

http://shiaonlinelibrary.com/الکتب/۴۵۰۲_شرح-المقاصد-فی-علم-الکلام-التفتازانی-ج-٢/الصفحه_۲۸۹#top

ابن مردویه ، قال : حدّثنا أبو بکر أحمد بن محمّد بن أبی دارم ، قال : حدّثنا المنذر بن محمّد ، قال : حدّثنی أبی ، قال : حدّثنی عمّی ، قال : حدّثنی أبی ، عن أبان بن تغلب ، عن عامر بن واثله ، قال : کنت على الباب یوم الشورى وعلیّ ( علیه السلام ) فی البیت فسمعته یقول : …. أنشدکم بالله أمنکم مَن نصبه رسول الله (صلى الله علیه وآله) یوم غدیر خمّ للولایه غیری ؟ قالوا : اللّهمّ لا

جناب عامر بن واثله میگوید : در روز شوری پشت درب ایستاده بودم و علی (علیه السلام) درون خانه بود و میگفت: شما را به خدا قسم میدهم آیا از شما کسی غیر از من هست که رسول الله صلی الله علیه و آله او را در روز غدیر خم بر ولایت نصب کرده باشد ؟

آنها گفتند : نه به خدا

📗مناقب ابن مردویه – ص ۱۳۲ ح ۱۶۲

http://shiaonlinelibrary.com/الکتب/۳۴۲۹_مناقب-علی-بن-أبی-طالب-ع-وما-نزل-من-القرآن-فی-علی-ع-أبی-بکر-أحمد-بن-موسى-ابن-مردویه-الأصفهانی/الصفحه_۱۲۶#top

《۲》

‍ ۵_ استدلال در زمان خلافت خود:

روایات صحیح السندی وجود دارد که امام علی علیه السلام مردم را در رحبه (ظاهرا حیاط مسجد کوفه) جمع کردند و آنها را قسم دادند که هر کس حدیث غدیر را از زبان نبی مکرم صلی الله علیه و آله شنیده است ، بر خیزد و شهادت دهد…

برای مثال هیثمی مینویسد:
حضرت على علیه السّلام مردم را در رحبه گرد آورد و فرمود : سوگند مىدهم هر مرد مسلمانى که غدیر خم را به خاطر دارد و سخنى را که در آن روز از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیده است ، از جا برخیزد . سى تن از مردم براى اقامه شهادت بپا خاستند ـ ابو نعیم گفته است که افراد بسیارى شهادت دادند ـ و اعلام کردند آن هنگام که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله دست امیر المؤمنین على علیه السّلام را به دست مبارک خود گرفت خطاب به مردم فرمود:
آیا می‌دانید که من شایسته‌تر به مؤمنان از خود آنها مىباشم ؟ همگى فرمایش رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله را تصدیق کردند . رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود:
هر کس من مولای او هستم ،‌ این [علی] مولای او است ، پروردگارا ! دوست على را دوست بدار ، و دشمن على را دشمن بدار
ابو طفیل گفت : از میان جمع در حالى بیرون رفتم که در خودم احساس ناراحتى میکردم ، و در بازگشت از اجتماع مردم ، به دیدار «زید بن ارقم» رفتم و به او گفتم : از على چنین و چنان شنیدم و ناراحت شدم ! «زید» گفت : آنچه را که شنیدى انکار مکن ! به دلیل آن که، آنچه
را که استماع کرده اى من خود از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیده ام.

(((هیثمی بعد از نقل روایت می‌گوید:
رواه أحمد ورجاله رجال الصحیح غیر فطر بن خلیفه وهو ثقه)))

📗مجمع الزوائد – کتاب المناقب – باب مناقب علی… – باب قوله… من کنت مولاه فعلی مولاه – ح ۱۴۶۱۲

http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?bk_no=87&ID=2912&idfrom=14737&idto=14768&bookid=87&startno=2

ابوبکر هیثمی در مجمع الزوائد و منبع الفوائد – کتاب المناقب – باب مناقب علی… – باب قوله… من کنت مولاه فعلی مولاه تعدادی از این روایات را جمع آوری کرده است که اینجا به آن دسته از روایاتی که هیثمی آنها را صحیح یا حسن دانسته است ،
اشاره میکنیم:

http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?bk_no=87&ID=2912&idfrom=14737&idto=14768&bookid=87&startno=3

http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?bk_no=87&ID=2912&idfrom=14737&idto=14768&bookid=87&startno=4

http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?bk_no=87&ID=2912&idfrom=14737&idto=14768&bookid=87&startno=5

http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?bk_no=87&ID=2912&idfrom=14737&idto=14768&bookid=87&startno=14

http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?bk_no=87&ID=2912&idfrom=14737&idto=14768&bookid=87&startno=17

http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?bk_no=87&ID=2912&idfrom=14737&idto=14768&bookid=87&startno=19

http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?bk_no=87&ID=2912&idfrom=14737&idto=14768&bookid=87&startno=24

محمد ناصرالدین ألبانی نیز روایات این واقعه را تصحیح کرده است:

📗سلسله الأحادیث الصحیحه – ج ۴ ص ۳۴۳
(اسکن پیوست مطلب)

ابن اثیر جزری در ” اسدالغابه ” مینویسد:

قال أبو إسحاق : وحدثنی من لا أُحصی : أن علیاً نَشَد الناس فی الرَّحْبَه : مَنْ سَمِعَ قول رسول الله : ((( من کنت مولاه فَعَلِیّ مولاه ، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه ))). فقام نفر شهدوا أنهم سمعوا ذلک من رسول الله ، وکتم قوم ، فما خرجوا من الدنیا حتى عموا ، وأصابتهم آفه ، منهم : یزید بن ودیعه ، وعبد الرحمن بن مُدْلِج . أخرجه أبو موسى

ابو اسحاف میگوید : افراد زیادی برای من حدیث کردند که علی (علیه السلام) در رحبه مردم را سوگند داد که آیا این سخن پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را شنیدند که فرموده اند :

من کنت مولاه فَعَلِیّ مولاه ، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه .

گروهی برخاستند و شهادت دادند که آنها این سخن را از پیامبر شنیده اند. و گروهی نیز این حقیقت را پنهان کردند ( و شهادت ندادند) و (این گروه) از دنیا نرفتند مگر اینکه کور شدند و آفت و مریضی گرفتند

از جمله : یزید بن ودیعه ، عبدالرحمن بن مدلج

📗أسد الغابه فی معرفه الصحابه – ج ۲ ص ۲۱۴

http://islamport.com/w/tkh/Web/266/714.htm

《۳》و جالبه که بعضی از علمای اهل سنت گفته اند:

فی روایه لأحمد أنه سمعه من النبی – صلى الله علیه وسلم – ثلاثون صحابیا ، وشهدوا به لعلی لما نوزع أیام خلافته

۳۰ تن از صحابه که در غدیر خم بودند، بلند شدند و شهادت دادند بر اینکه ما در غدیر خم بودیم و پیامبر (ص) حدیث غدیر را فرمودند و این هنگامی بود که با امام علی (ع) در ایام خلافتش نزاع شد.

📗مرقاه المفاتیح شرح مشکاه المصابیح – کتاب المناقب و الفضائل – باب مناقب علی (ع) – شرح ح ۶۰۹۱

http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?bk_no=79&ID=292&idfrom=12109&idto=12150&bookid=79&startno=4

و نیز روایت شده :

عن رِیَاحِ بن الحرث قال جاء رَهْطٌ إلى عَلِىٍّ بِالرَّحْبَهِ فَقَالُوا السَّلاَمُ عَلَیْکَ یا مَوْلاَنَا قال کَیْفَ أَکُونُ مَوْلاَکُمْ وَأَنْتُمْ قَوْمٌ عَرَبٌ قالوا سَمِعْنَا رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم یوم غد یرخم یقول من کنت مَوْلاَهُ فان هذا مَوْلاَهُ قال رِیَاحٌ فلما مَضَوْا تَبِعْتُهُمْ فَسَأَلْتُ من هَؤُلاَءِ قالوا نَفَرٌ مِنَ الأَنْصَارِ فِیهِمْ أبو أَیُّوبَ الأنصاری

رباح نقل کرده که گروهی در صحن مسجد به نزد علی علیه السلام آمده و عرض کردند :

سلام بر تو ای مولای ما ، علی علیه السلام فرمود :

من چگونه مولای شما هستم در حالی که شما گروهی عربی هستید؟ گفتند : در روز غدیر از رسول خدا شنیدیم که می‌فرمود :

« هر کس که من مولای اویم ، علی مولای اوست » رباح گفت : وقتی آنها رفتند ، تعقیبشان کردم ( و از چند نفر پرسیدم ) این‌ها که هستند ؟ گفتند : گروهی از انصارند که در میانشان ابوایوب انصاری است

((هیثمی بعد از نقل این روایت میگوید:
ورجال أحمد ثقات))

📗مجمع الزوائد- کتاب المناقب – باب مناقب علی… – باب قوله… من کنت مولاه فعلی مولاه – ح ۱۴۶۱۰

http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?idfrom=14737&idto=14768&bk_no=87&ID=2912

تاکید امیرالمومنین علیه السلام بر قومیت عربی آنها و تذکر این مطلب نشان از این دارد که مراد آنها از مولی ، اولی به تصرف بوده است چرا که منظور امام علیه السلام این است که شما عرب هستید و قومی آزاد می باشید و چگونه است که من بر شما که قومی آزاد هستید مولا هستم؟!؟!؟!

مؤید این مطلب روایتی است که میگوید:
وقتی مردم تاب تحمل حکومت جابرانه و ظالمانه حجاج بن یوسف ملعون را نداشتند به نزد حسن بصری آمده و از او در این مورد نظر خواستند و او نیز به ایشان دستور داد تا صبر کنند !
فخرجوا من عنده یقولون : نطیع هذا العلج ، ونحن قوم عرب

افرادی که در نزد حسن بصری بودند از نزد وی خارج شدند در حالی که میگفتند : از این کافر اطاعت کنیم در حالی که ما قومی عربی هستیم؟!

📗الکنى والأسماء للدولابی (م ۳۱۰ هـ) – ج ۵ ص ۴۹۳ رقم ۱۳۵۰

http://islamport.com/w/ajz/Web/1418/2493.htm

البته استدلالات دیگری نیز وجود دارد ولی به ذکر همین ها اکتفا می‌کنیم.

کانال برهان و اثبات حقایق مکتب تشیع از کتب مخالفین

Share

دیدگاه شما